سه شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵

سیاسی

یادداشت

از میدان تقابل تا آستانه تفاهم؛ چرا ایرانِ مقتدر پیروز واقعی این نبرد است؟

از میدان تقابل تا آستانه تفاهم؛ چرا ایرانِ مقتدر پیروز واقعی این نبرد است؟
خبر یزد - برمک بیات کارشناس ارشد رسانه، در یادداشتی به سوال «از میدان تقابل تا آستانه تفاهم؛ چرا ایرانِ مقتدر پیروز واقعی این نبرد است؟؟» پاسخ داده است.
  بزرگنمايي:

خبر یزد - برمک بیات کارشناس ارشد رسانه، در یادداشتی به سوال «از میدان تقابل تا آستانه تفاهم؛ چرا ایرانِ مقتدر پیروز واقعی این نبرد است؟؟» پاسخ داده است.

خبر یزد


به گزارش خبرگزاری صدا وسیما؛ تحولات روز‌های اخیر و افزایش گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال دستیابی ایران و آمریکا به یک تفاهم سیاسی، فقط یک رخداد دیپلماتیک یا یک توافق مقطعی در روابط دو کشور نیست؛ بلکه نشانه‌ای روشن از تغییر موازنه قدرت در منطقه و تثبیت جایگاه ایران در معادلات جدید جهانی است. 
اگر امروز سخن از تفاهم، کاهش تنش یا بازگشت به مسیر گفت‌و‌گو مطرح می‌شود، این تحول بیش از هر چیز حاصل ایستادگی ایران در برابر پروژه‌ای است که سال‌ها با عنوان «فشار حداکثری» دنبال شد؛ پروژه‌ای که قرار بود با ترکیبی از تحریم اقتصادی، فشار سیاسی، جنگ روانی، تهدید امنیتی و عملیات رسانه‌ای، جمهوری اسلامی را وادار به عقب‌نشینی کند، اما در نهایت خودِ طراحان آن را با بن‌بست مواجه ساخت. 
واقعیت میدانی نشان داد آمریکایی که با ادبیات تهدید وارد میدان شده بود، اکنون ناچار است واقعیت ایرانِ قدرتمند و اثرگذار را بپذیرد. 
طرف مقابل در این مسیر اهداف متعددی را دنبال می‌کرد؛ از ایجاد ناآرامی داخلی و فرسایش انسجام اجتماعی گرفته تا فشار بر ساختار سیاسی کشور، تغییر رفتار منطقه‌ای ایران و حتی طراحی سناریو‌هایی برای تضعیف بنیان‌های قدرت ملی. اما نتیجه نهایی، برخلاف برآورد اتاق‌های فکر غربی رقم خورد. 
در یکی از حساس‌ترین مقاطع، ملت ایران بار دیگر نشان داد در مواجهه با تهدید خارجی، اختلاف‌نظر‌های سیاسی و سلیقه‌ای را کنار می‌گذارد و حول محور رهبری؛ ایران؛ امنیت ملی و عزت کشور به وحدت می‌رسد. همین انسجام اجتماعی و ملی، یکی از مهم‌ترین عوامل ناکامی پروژه فشار و بی‌ثبات‌سازی بود.
نقش مردم در این میان تعیین‌کننده و راهبردی بود
سرمایه اصلی جمهوری اسلامی تنها در تجهیزات دفاعی یا مؤلفه‌های سخت قدرت خلاصه نمی‌شود، بلکه در سرمایه اجتماعی و مردمی نهفته است که در بزنگاه‌های حساس، پشت کشور و منافع ملی خود ایستادند. همین پشتوانه مردمی بسیاری از محاسبات دشمن را بر هم زد و هزینه تداوم تقابل را برای طرف مقابل افزایش داد. 
در کنار این سرمایه اجتماعی، اقتدار نیرو‌های مسلح ایران نیز نقش مهمی در تغییر رفتار دشمن ایفا کرد. امروز ایران نه بازیگری منفعل، بلکه قدرتی بازدارنده و تأثیرگذار در غرب آسیاست؛ قدرتی که توانسته معادلات امنیتی منطقه را تغییر دهد و هزینه هرگونه ماجراجویی علیه خود را به سطحی بی‌سابقه برساند. 
طبیعی است که هرگونه تفاهم احتمالی نیز در سایه همین اقتدار و توان بازدارندگی شکل گرفته باشد. 
البته تجربه تاریخی نشان داده که آمریکا و متحدانش قابل اعتماد نیستند و هیچ تفاهمی بدون حفظ مؤلفه‌های قدرت، پایدار نخواهد ماند. از همین رو، هوشیاری سیاسی، آمادگی دفاعی و استمرار انسجام ملی باید همچنان به‌عنوان سه ضلع اصلی امنیت و اقتدار ایران مورد توجه قرار گیرد. 
در شرایط کنونی، یکی از مهم‌ترین ضرورت‌های کشور جلوگیری از شکل‌گیری دوقطبی‌ها و شکاف‌های فرسایشی در فضای سیاسی و اجتماعی است. دشمنی که در میدان فشار و تهدید به نتیجه نرسیده، طبیعی است تلاش کند از مسیر اختلاف‌افکنی داخلی، انسجام ملی را هدف قرار دهد. بر همین اساس، حفظ همبستگی اجتماعی و تقویت اعتماد عمومی، یک ضرورت راهبردی برای عبور موفق از تحولات پیش‌رو محسوب می‌شود. 
آنچه امروز در برابر افکار عمومی جهان قرار گرفته، تصویری متفاوت از ایران است؛ کشوری که نه‌تنها در برابر شدیدترین فشار‌ها ایستادگی کرد، بلکه توانست طرف مقابل را ناچار به پذیرش واقعیت‌های جدید منطقه و تغییر محاسبات خود کند. 
در نهایت، فارغ از متن هر توافق یا تفاهم احتمالی، پیروز واقعی این میدان مردم ایران هستند؛ مردمی که بار دیگر ثابت کردند ایرانِ متحد، آگاه و مقتدر، در برابر پیچیده‌ترین سناریو‌های فشار و تهدید، شکست‌ناپذیر است. 
دکتر برمک بیات ، کارشناس ارشد رسانه


نظرات شما