- نوشته شده توسط:
خبر یزد
-
پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵
خبر یزد - کارشناس و تحلیلگر مسائل سیاسی و غرب آسیا گفت: با تغییر رویکرد جمهوری اسلامی از «اقدام در برابر اقدام» به تغییر موازنه قدرت، معادلات نظامی در پروندههایی نظیر تنگه هرمز و تحولات لبنان دستخوش تحولی بنیادین شده است. این گذار استراتژیک که از آن به عنوان «آغاز یک راه» یاد میشود، نویدبخش پایان دوران پاسخهای محدود و آغاز مرحلهای جدید در مواجهه با چالشهای دریایی و منطقهای است.
خبر یزد - کارشناس و تحلیلگر مسائل سیاسی و غرب آسیا گفت: با تغییر رویکرد جمهوری اسلامی از «اقدام در برابر اقدام» به تغییر موازنه قدرت، معادلات نظامی در پروندههایی نظیر تنگه هرمز و تحولات لبنان دستخوش تحولی بنیادین شده است. این گذار استراتژیک که از آن به عنوان «آغاز یک راه» یاد میشود، نویدبخش پایان دوران پاسخهای محدود و آغاز مرحلهای جدید در مواجهه با چالشهای دریایی و منطقهای است.
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ،
مقدمه مجری: همانطور که می دانید در بامداد سیزدهم خرداد دشمن آمریکایی در تجاوزی مجدد، یک دکل مخابراتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در جنوب جزیره قشم با پرتابه های هوایی مورد هدف قرار داد و در پاسخ به این تجاوز، پایگاههای آمریکایی در برخی کشورهای منطقه که مبدا این حمله بودند مورد پاسخ موشکی و پهپادی نیروهای هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار گرفتند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیشتر هشدار داده بود اگر تعرضی به شناورهای ایرانی صورت گیرد پایگاههای آمریکایی در منطقه مورد هدف خواهند بود. همچنین سپاه پاسداران در پیامی هشدار آمیز اشاره کرد هرگونه برهم زدن امنیت تنگه هرمز تاوان سختی برای دشمن دارد.
سوال: اتفاقاتی که در بامداد سیزدهم خرداد افتاد و بلافاصله پاسخ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به این تجاوز و این ماجراجویی جدید علی رغم این که به نظر می رسد دشمن صهیونیستی آمریکایی دیگر توان ادامه این ماجرا را در صحنه جنگ و در عرصه میدان ندارد.
زارعی: ابتدا تبریک عرض می کنم عید سعید غدیر و عید ولایت آقا امیرالمومنین علی (ع) و همین طور تسلیت عرض می کنم سالگرد رحلت جانگداز حضرت امام امت. این شخصیت عظیم الشانی که واقعا ایران را احیا کرد و همین طور گرامی میداریم خاطره امام بزرگوار شهیدمان که شهادت ایشان داغی است التیام ناشدنی. انشاالله خدای متعال به برکت هم عید غدیر هم شخصیت های عظیمی که این روزها متصل است به نام و یادشان، پیروزی های بزرگی را نصیب این ملت ند.
موضوعاتی که دیشب اتفاق افتاد در این چارچوب قابل تجزیه و تحلیل است. آمریکایی ها بعد از توقف جنگ سه دستور کار را برای خودشان در نظر گرفتند که بتوانند معادله را به شکلی به نفع خودشان تغییر دهند و کارت های ایران را از دستش بگیرند. یکی از این موارد مذاکرات بود که آمریکایی ها تلاش کردند از طریق مذاکرات و چالش حقوقی، جمهوری اسلامی ایران را در فضایی قرار دهند که اولا به خواسته های حداقلی اکتفا کند در حالی که در جنگ پیروز شده و آمریکایی ها هزینه زیادی در این جنگی که تحمیل کردند متحمل نشوند.
موضوع دیگر معادله تنگه هرمز بود که از اواسط جنگ مسئله تنگه هرمز بعنوان یک اهرم مهم قدرت جمهوری اسلامی مطرح شد و موضع گیری های بعدی مسئولین جمهوری اسلامی نشان داد بنا نیست دیگر این موقعیت استراتژیک به وضعیت گذشته اش که برای ایران آورده امنیتی و مالی نداشت برگردد. آمریکایی ها تلاش کردند با انواعی از اقدامات، این وضعیت را عادی جلوه دهند. یعنی برگردانند به فضای قبل.
نکته سوم هم لبنان بود که ایران اعلام کرده بود لبنان جزء جدانشدنی از موضوع آتش بس است و بایستی جنگ علیه لبنان و حزب الله حتما متوقف شود و جزو شروط و گام های اساسی جمهوری اسلامی بود و به تعبیر دیگر، ترجمه موقعیت منطقه ایران بود. چون همیشه بحث منطقه، یکی از موضوعات بسیار مورد تاکید آمریکایی ها بود که بر این اساس آمریکایی ها از فردای آتش بس یعنی از روز نوزدهم فروردین که تقریبا آتش بس برقرار شد به اسرائیلی ها علامت دادند که شما کار خودتان را بکنید. مخصوصا در این ده روز اخیر که مذاکرات هم به نقطه صفری تقریبا برگشته بود و تنگه هم کماکان در اختیار ایران قرار داشت و تحرکات آمریکایی ها هم به جایی نرسیده بود، به اسرائیلی ها علامت دادند که تشدید کند اقداماتش را و لذا آنها آمدند و نه فقط به جنوب نهر لیتانی بلکه در حدفاصل نهر لیتانی تا نهر زهرانی در شمال این منطقه را تهدید کردند که دو شهر بسیار مهم در این جاست شهر نبطیه و شهر صور و این ها خواستند از این طریق مسئله لبنان را تبدیل کنند به وضعیتی که ایران برای تخفیف وضعیت لبنان امتیازات مهمی دهد از جمله مثلا در بحث تنگه ایران امتیاز دهد. این تقلایی است که آمریکایی ها از فردای آتش بس انجام دادند و در یک سیکل رو به اشتدادی هم اقدامات نظامی شان را و به تعبیری نقض آتش بس را در جنگ دنبال کردند و هرازگاهی حمله ای به جایی انجام دادند البته در یک صف با حدی که منجر به آغاز جنگ شدید هم نباشد و کارهایی که دیگر این روزها شما در جریان هستید این ها انجام دادند. حالا باید ببینیم بعد از حدود دو ماه که از این سیاست گذشته و یک روند تقریبا اشتدادی هم داشته با آمریکایی ها در چه نقطه ای قرار گرفتیم.
در موضوع تحریکات نظامی چند محور وجود دارد یکی بحث نفتکش ها است که این ها آمدند و 6 نفتکش جمهوری اسلامی را تا امروز مورد اصابت قرار دادند. دقیقا به همین تعداد از نفتکش های آنها مورد اصابت قرار گرفت. یعنی اینجا در مسئله نفتکش ها آنها نتوانستند دست برتر را برای خودشان حفظ کنند و اتفاقا سرعت عمل ایران در زدن متقابل نفتکش ها نشان داد که ایران محاسباتش خیلی دقیق و بدن دلهره است و نکته دیگر هم این بود که این ها فشار گذاشتند که بلکه بتوانند راهی در تنگه باز کنند و این مدیریت جمهوری اسلامی را که دائما به وسایلی داشت تثبیت می شد که حالا در تثبیت آن هم، مسئله عبور و مرور کنترل شده از تنگه با مدیریت ایران بود که روزانه بین 20 تا 30 فروند کشتی از این جا عبور کرده در چارچوب دکترین ایران و از طرف دیگر ایران عملا با استقامت روی موضع خودش آرام آرام، سیاست تسلط بر تنگه را تثبیت کرده و می دانید به لحاظ حقوقی عبور زمان و مرور زمان یکی از عوامل تثبیت این مسئله است.
سومین نکته هم این بود که ایران با حساسیت تمام و با اقدامات خیلی مشخص تصمیم قاطع خودش را برای حفظ تنگه به هر قیمت به نمایش گذاشت و تمام اقدامات و تحریکات آمریکایی ها را از همان روز نوزدهم تا امروز خنثی کرد و الان تقریبا تنگه فضای آرام تری برای ما پیدا کرده است.
سوال: مدیریت ایران بر تنگه هرمز برای همه کاملا آشکار است. با توجه به اتفاقات بامداد سیزدهم، آمریکاییها میگویند نفتکش ایرانی، اخطارها را نادیده گرفته و تحریم را نقض کرده به همین علت مورد هدف قرار گرفته، در حالی که شواهد و قرائن و هر آنچه که در صحنه میبینیم این است که نیروهای آمریکایی ابتدا به نفتکش ایرانی و بعد هم به سکوی مخابراتی جزیره قشم حمله میکنند و بعد هم پاسخ کوبنده جمهوری اسلامی ایران را در قالب عملیات سپاه پاسداران دریافت میکنند کدام روایت به واقعیت نزدیکتر است؟
زارعی: خیلی هم تفاوت نمیکند. اینها یک نفتکش ایران را زدند، در دریای عمان بوده یا در خلیج فارس بوده، هر کجا بوده، یک کشتی ایرانی را زدند. متقابلا ایران یک کشتی آنها را زد. اصل این که اینها نمیتوانند معادله کنترل کشتی را ایجاد کنند و از حیث انتقال نفت و عبور و مرور کشتیها کنترل را به دست بگیرند و ایران اجازه نمیدهد چنین معادلهای شکل گیرد، مهم و اساسی است. در مذاکرات اینها تلاش کردند، سیکل نفس گیر مذاکراتی مبتنی بر بله را راه بیاندازند و در عین حال مذاکره را تبدیل کنند به موضوعی مهم و اساسی و تحولات را در کادر و چهارچوب مذاکرات مدیریت کنند. یعنی صحنه نظامی و جنگ و جهادی ما را منفک کنند و بیاورند در قاعده دیپلماسی و دیپلماسی کش دار.
آمریکا گمان میکرد آرام آرام میتواند معادله مذاکره را به جای میدان جا بیندازد. الان چه شده؟ دو ماه از این حرفها گذشته، مذاکرات اسلام آباد یک دور انجام شده و بعد هم تبادل نامهها بوده. الان که با هم صحبت میکنیم مذاکره به نقطه صفر برگشته. یعنی آمریکاییها هیچ دستاوردی در مذاکره نداشتند و این جا عدهای خیال میکنند در ایران دودستگی بین مسئولین وجود دارد. یک عدهای طرفدار مذاکره هستند یک عدهای طرفدار مقاومت هستند. این دروغ است و آمریکاییها هم دارند بر این میدمند و عدهای هم فتنه را میکشانند به میان مردم و حتی میآیند در اجتماعات و البته میشود به اظهارات آقای دکتر قالیباف که رئیس تیم مذاکره است استناد کرد در جاهای مختلف ایشان این نکات را گفتند.
اعتقاد آقای قالیباف و تیم مذاکره کننده جمهوری اسلامی به نتیجه بخش بودن مذاکرات و این که میشود از طریق مذاکره، حقوق جمهوری اسلامی را تادیه کرد به هیچ وجه بالاتر از اعتقاد مخالفین اساس مذاکره نیست. یعنی مسئولین به طور قاطع معتقدند که مسیر مذاکره به نتیجه نمیرسد، اما به هر حال درصدی وجود دارد و دشمن میگوید ما آماده هستیم، یک سری امتیازات بدهیم، به خاطر منافع مردم این مذاکرات ادامه پیدا کرده ولی به هر حال امروز که ما با هم صحبت میکنیم، موضوع مذاکره که یکی از محورهای مذاکرات آمریکاییها است برای این که بتوانند چیزی از ما بگیرند و یا سطح توقع ما را پایین بیاورند. دقیقا در نقطه صفر قرار دارد.
در موضوع لبنان که موضوع مهمی است گفتند ما کاری میکنیم با اقدامات فرسایشی و یا افزایش پلکانی تنش، عملا پرونده لبنان از پرونده ایران و از جنگ رمضان جدا شود. مزورانه ضمن این که میگفتند تلاش میکنیم آرامش در لبنان باشد ولی در عمل کاری که انجام میدادند افزایش تنش و بازتر کردن دست رژیم خونخوار صهیونیستی بود. میخواستند با این وسیله این پرونده را جدا کنند، که چه اتفاقاتی در عمل افتاد و چه اتفاقاتی در پیش است. در عمل چیزی که اتفاق افتاد این بود که ایران روی حفظ پرونده لبنان در چارچوب پرونده کلی جنگ رمضان اصرار و تاکید کرد و پریشب قرارگاه خاتم انبیاء (ص) بیانیه و هشدار داد که اگر چنانچه اسرائیل تهدیدهایشرا به بیروت و ضاحیه عملی کند، واکنش شدید نشان میدهد. همین مقدار اعلام قرارگاه خاتم انبیاء عقب نشینی موضوعی رژیم صهیونیستی را درپی داشت. این یعنی چی؟ اگر آنها توانستند پرونده را جدا کنند، چرا چنین کردند؟ این نشان میدهد که این پرونده جدا نیست و ثانیا آنها قادر به جدا کردن نیستند.
اما این نقطه آغاز پرونده لبنان است. خیلیها میپرسند پرونده بیروت را توانستید امن کنید؟ اما در سور، نبطیه، جنوب نهر لیتانی هر روز جنایت میشود. امروز حسب گزارشاتی که آمد نزدیک به سی نفر در لبنان شهید یا زخمی شدند. این پس چیست؟ جواب این بحث این است که مسئله حل بحث لبنان و دفاع قاطع از لبنانیها و حزب الله لبنان، علامتی است از این که ما در بحث منطقه و مقاومت منطقه به هیچ وجه در فضای انفعال نیستیم.
جمهوری اسلامی پریشب بحث لبنان را کلید زد، اما همه حرف این نیست و حسب آن چیزی که کم و بیش اطلاع داریم از تصمیماتی که گرفته شده در این خصوص، پرونده لبنان با حضور فعالتر جمهوری اسلامی پیش خواهد رفت و مطمئن باشید همان طوری که با یک اشاره قرارگاه خاتم النبیاء، اسرائیلیها از بیروت عقب کشیدند، گام به گام عقب خواهند کشید و مسلما جمهوری اسلامی تا تخلیه کامل لبنان از عناصر صهیونیستی حمایت خودش را ادامه میدهد و ما البته به صورت هوشمند و برنامه ریزی دقیق این مسئله را دنبال خواهیم کرد و بنابراین به لطف خدای متعال و به برکت این حضور گرم مردم در میدان که جای هم شکر دارد و هم جای این دارد که قدرشناسی شود از این مردم مخصوصا در بخش اقتصادی که این مردم به شدت تحت فشارند و بخشی از این فشارها اصلا منطق ندارد، ربطی هم خیلی به جنگ ندارد. خیلی هاش ربطی به تحریمها ندارد. بخش زیادی اش مربوط به وضعیتهای کنترل مدیریت است که هم قوه قضائیه و هم دولت باید این را در نظر بگیرند و، اما جدای از این بحثها تا امروز، تمام برنامههایی که آمریکاییها از مقطع آتش بس دنبال کردند، ناکام بوده و با شکست مواجه شده است و مسلما قدرتی که در جنگ شکست خورده، دو ماه در این فاصله هم شکست خورده، قادر نیستند موقعیتهای خودشان را بازسازی کنند.
سوال: عدم توانایی آنها در بازسازی موقعیت ها، باتوجه به این که آنها نفتکش ایرانی و سکوی مخابراتی ما را در جزیره قشم هدف قرار دادند، پاسخ جمهوری اسلامی ایران را طبق هشدارهای گذشته دریافت کردند که تعرضی اتفاق بیفتد، پایگاه آمریکا در منطقه در امان نخواهد بود. گام بعدی دشمن چیست؟ از یک بعد آسان باشد جوابش و از یک بعد سخت؟
زارعی: گام دشمن کاملا قابل پیش بینی است. اولا ضربهای که دیشب اینها از جمهوری اسلامی دریافت کردند، اقدام در برابر اقدام نبود، چون یک اقدام در برابر یک اقدام یعنی به تناسب حملهای که به یک دکل شده یا در جزیره سیری به جایی حمله شده، یک پاسخ محدودست، اما پاسخ ایران گسترده بوده. این گستردگی پاسخ ایران چه چیزی را ثابت میکند؟ این که جمهوری اسلامی از فاز پاسخ متقابل به فاز تغییر موازنه انتقال پیدا کرده یعنی اگر ما تا به حال برای حفظ مثلا ثبات، حفظ وضعیت آرامش در منطقه کاهش تنش تلاش میکردیم که در این زمینه علی رغم حسن نیتی که ایران داشته، موفقیت زیادی نداشته، ما از دیشب عملا تغییر معادله را هم در پرونده تنگه و بحث نظامی ایجاد کردیم. هم تغییر موازنه را در پرونده لبنان ایجاد کردیم و این تازه آغاز راه است. ما در رابطه با بحث حصار ایران هم کار داریم، حصر دریایی که آمریکاییها ایجاد کردند که کاملا غیرقانونی است و باید حتما با آن برخورد شود و برخورد هم خواهد شد. این تغییر معادله آغاز شده و استمرار پیدا میکند. بحث پاسخ متقابل اصلا نیست، بحث تغییر معادله و تغییر موازنه است و این آغاز تا سرانجام استمرار پیدا میکند.
سوال: وضعیت روابط آمریکا و رژیم صهیونیستی چگونه است؟ در طول زمانهای متفاوت در هر پروندهای ناکام ماندند و به نتایج مطلوب شان نرسیدند، در ظاهر اختلافاتی پیدا میکنند ولی در اصل ماجرا و در بدنه اهداف و پیشبرد امورات یکی و پرتوان هستند. الان رژیم صهیونیستی در هر کجا پا میگذارد با توجه به هشدار جمهوری اسلامی متوقف میشود و الان روابط آمریکا و رژیم صهیونیستی چگونه است؟
زارعی: تغییر معادله منطقه از مقاومت به جریان آمریکایی به نظام سلطه، پروژه آمریکایی است نه پروژه اسرائیلی. بله اسرائیلیها هم در این قاعده قرار میگیرند ولی اصل این که باید قدرت ایران تضعیف شود، باید مقاومت در عراق، یمن، لبنان و فلسطین و هیچ جای دیگر نباشد، باید دولتها در ارتباط با آمریکا مناسبات منطقهای خودشان را تعریف کنند. باید منطقه غرق آمرییکاها باشد. این پروژه آمریکایی است. آن چیزی که اسرائیل در این جا از ابتدای خلق اسرائیل توسط انگلیسیهای خبیث در سال ۱۹۲۷ یا ۱۹۴۸ انجام شده تا آن چیزی که امروز در نبطیه، سور و در جنوب مشاهده میکنید، همه در راستای تغییر وضعیت منطقه است.
اسرائیل در این جا به عنوان یک واحد در خدمت پروژه تغییر منطقه است. اسناد آمریکاییها را نگاه کنید. اساسا آمریکاییها عزم شان را جزم کردند برای تغییر، این البته کار جدیدشان نیست. از دوره بوش کلید عملیاتی زدند، قبل هم بوده است. در دوره کلینتون هم بوده، از دوره بوش بحث خاورمیانه جدید را کلید زدند. آن بحثهایی که رایس و اینها میکردند، فراموش نکردید. از آن موقع بوده، الان هم هست. اسناد ۲۰۲۶ وزارت دفاع آمریکا هم همین را دارد میگوید؛ بنابراین پروژه آمریکایی است، اسرائیل در قاعده پروژه آمریکایی عمل میکند.
متاسفانه در داخل جمهوری اسلامی بعضیها مسئله را معکوس میکنند. میگویند آقای نتانیاهو ترامپ را به جنگ کشیده، در حالی که نتانیاهو بخشی از پروژه آمریکایی تغییر خاورمیانه و منطقه است. دقیقا آمریکاییها افسار این جنگ را برای حمله به منطقه در اختیار دارند و اینها پیش قراول عملیاتهای آمریکا در منطقه هستند؛ بنابراین اساسا بحث این که اینها اختلاف دارند، آن هم اختلافات اساسی داشته باشند، این حرف موهومی است و البته حالا ممکن است سر یک سری تاکتیک بین آقای نتانیاهو به عنوان کسی که میخواهد در داخل رژیم صهیونیستی رای بیاورند و پارلمان در اختیار دولت قرار بگیرد، در موضوعات تاکتیکی جزئی که هیچ ربطی به ما ندارد، هیچ تاثیری روی پرونده منطقه و پرونده ما ندارد. یک چیزی در مورد مسئلهای مثل حکم دادگاه نتانیاهو ممکن است اختلافاتی در این سطح باشد.
سوال: همیشه متحدین اصلی و اساسی و راهبردی همدیگر هستند؟
زارعی: نه متحد نیستند. اسرائیل عامل و آدم آمریکاست. اسرائیل اساسا نقطه اتکای انگلیسیها بوده. الان نکته اتکای آمریکاییها برای تسلط بر منطقه است که البته خیال خامی خواهد بود.
- منبع: صدا و سیما - سیاسی2
تا کنون هیچ نظری ارسال نشده است ...