يکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵

سیاسی

موازنه قدرت در پساجنگ؛

از دکترین پیروزی در پیام رهبر انقلاب تا چالش‌های راستی‌آزمایی در میدان مذاکرات

از دکترین پیروزی در پیام رهبر انقلاب تا چالش‌های راستی‌آزمایی در میدان مذاکرات
خبر یزد - در پی تحولات اخیر و امضای تفاهم‌نامه میان ایران و آمریکا، جامعه سیاسی و رسانه‌ای کشور با یک چرخش راهبردی روبه‌رو شده است. پیام اخیر مقام معظم رهبری در این زمینه، فراتر از یک موضع‌گیری مقطعی، ترسیم‌کننده یک نظام فکری و دکترین راهبردی مبتنی بر واقعیت‌های میدانی جدید است. این یادداشت تحلیلی به بررسی مبانی این پیام راهبردی و چالش‌های پیش‌روی هیئت مذاکره‌کننده ایرانی در مسیر اجرای شروط و مطالبات ملی می‌پردازد.
  بزرگنمايي:

خبر یزد - در پی تحولات اخیر و امضای تفاهم‌نامه میان ایران و آمریکا، جامعه سیاسی و رسانه‌ای کشور با یک چرخش راهبردی روبه‌رو شده است. پیام اخیر مقام معظم رهبری در این زمینه، فراتر از یک موضع‌گیری مقطعی، ترسیم‌کننده یک نظام فکری و دکترین راهبردی مبتنی بر واقعیت‌های میدانی جدید است. این یادداشت تحلیلی به بررسی مبانی این پیام راهبردی و چالش‌های پیش‌روی هیئت مذاکره‌کننده ایرانی در مسیر اجرای شروط و مطالبات ملی می‌پردازد.

خبر یزد


به گزارش خبرگزاری صداوسیما ، این یادداشت تحلیلی به بررسی مبانی این پیام راهبردی و چالش‌های پیش‌روی هیئت مذاکره‌کننده ایرانی در مسیر اجرای شروط و مطالبات ملی می‌پردازد.
بخش اول: تبیین دکترین پیروزی؛ مبانی فکری پیام رهبر معظم انقلاب
نگاه مقام معظم رهبری به تحولات اخیر را نمی‌توان و نباید در چارچوب تنگ و شکلی متن تفاهم‌نامه محصور کرد. مبنای استدلالی ایشان برخاسته از عظمت و ابعاد بی‌بدیل «جنگ تحمیلی سوم» و ضرورت بازآرایی همه‌جانبه کشور در برابر جبهه دشمن است. بر اساس منظومه تحلیلی رهبر انقلاب، اصول زیر تفوق راهبردی ایران را رقم زده و باید مبنای هرگونه تئوری‌پردازی و تحلیل رسانه‌ای قرار گیرد:
۱. تصویر واقعی میدان؛ برنده و بازنده: سنجه‌های واقعی قدرت گواهی می‌دهند که ایران در موضع اقتدار و دست برتر قرار دارد و جبهه دشمن در روند انحطاط و ضعف مفرط است. در این چارچوب، ایران طرف «برنده» و دشمن طرف «بازنده» است؛ بنابراین، این طرفِ برنده است که حق شرط‌گذاری برای پایان جنگ را دارد و طرف بازنده چاره‌ای جز امتیاز دادن ندارد.
۲. تثبیت ابزار‌های اقتدار با تاکید بر تنگه هرمز: ابزار‌های قدرت ساز کشور نه تنها نباید وجه‌المصالحه قرار گیرند، بلکه باید تقویت شوند. «تنگه هرمز» به عنوان گنجینه تازه کشف‌شده قدرت و ثروت ملی، ابزاری حیاتی برای برداشتن چماق جنگ از سر دشمن است و حفظ پایداری آن غیرقابل‌اغماض است.
۳. رویکرد طلبکارانه در قبال دشمن متجاوز: تعامل با دشمن شکست‌خورده صرفاً باید با هدف احقاق و تثبیت حقوق ملت باشد. پرداخت کامل غرامت شهدا و آسیب‌دیدگان، لغو کامل تحریم‌ها، تادیه خسارت‌های وارده به ایران در جنگ‌های اخیر و در نهایت خروج کامل و بی‌قیدوشرط نیرو‌های دشمن از منطقه، مطالبات اصلی و غیرقابل تغییر جمهوری اسلامی است.
۴. خط قرمز ممنوعیت مذاکره پیرامون ثروت‌های ذاتی (موضوع هسته‌ای): بر اساس منطومه تحلیلی رهبری، هرگونه گفت‌و‌گو در خصوص توانمندی‌های هسته‌ای کشور که منجر به واگذاری حتی ذره‌ای از حقوق قانونی ایران شود، فاقد توجیه است. مذاکرات – در صورت لزوم – صرفاً برای «ستاندن حقوق» است، نه برای «دادن امتیاز» یا کوتاه آمدن از ثروت‌های ملی.
۵. حقوق هم‌پیمانان جبهه مقاومت: جبهه متحد ایران و مقاومت (شامل لبنان، عراق، یمن و فلسطین) اجزای یک پیکره واحد و هم‌سرنوشت هستند. همان‌طور که دشمنان سال‌هاست نظام هم‌پیمانی خود با رژیم صهیونیستی را اعمال می‌کنند، حمایت قاطع از حقوق شرکای راهبردی کشور در جبهه مقاومت، حق مشروع و قانونی ایران است.
۶. هدایت مسیر تفاهم: گرچه میان روند شکل‌گیری تفاهم اخیر روسای جمهور ایران و آمریکا با منظومه راهبردی رهبر انقلاب فاصله ملحوظی دیده می‌شود، اما یادآوری و مطالبه مستمر مبانی نظر ایشان ضرورت دارد تا فرصت‌های عظیم به دست آمده تبدیل به تهدید نشود.
بخش دوم: سیر مذاکرات و چالش‌های اجرایی؛ دایره راستی‌آزمایی
بخش دوم و عملیاتی تحولات اخیر، منوط به رفتار هیئت مذاکره‌کننده و دولت در تطبیق عملی اقدامات خود با شروط وعده‌داده‌شده به رهبر انقلاب و متن تفاهم‌نامه است. در این مسیر، چند چالش و ضرورت اساسی خودنمایی می‌کند:
۱ـ شرط عقب‌نشینی صهیونیست‌ها از لبنان: طبق بند اول تفاهم‌نامه، بر پایان فوری و دائمی جنگ در همه جبهه‌ها تاکید شده است. بر اساس موضع منطقی و درست وزیر امور خارجه، پایان جنگ در لبنان بدون عقب‌نشینی کامل رژیم صهیونیستی از مناطق اشغالی بی‌معنی است. تا زمان تحقق کامل این شرط، بند اول عملاً اجرا نشده محسوب می‌شود.
۲ـ تعهد به بند ۱۳ تفاهم‌نامه: آغاز مذاکرات رسمی مشروط به اجرای بند‌های اولیه (از جمله بند ۱) است. از این رو، عزیمت هیئت ایرانی به سوئیس نباید به معنای ورود به مذاکرات مرحله دوم تلقی شود (چرا که هنوز بند‌های ۱، ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ محقق نشده‌اند)، بلکه این حضور صرفاً باید در راستای پیگیری و نظارت بر اجرای بند‌های اولیه تفسیر و هدایت شود.
۳ـ ضرورت شفافیت و نظارت افکار عمومی: پاسخگویی شفاف، مستمر و دقیق هیئت مذاکره‌کننده به رسانه‌ها، زیربنای شکل‌گیری نظارت مردمی است. رسانه‌ها موظفند به عنوان چشم بینای جامعه، فرآیند راستی‌آزمایی تعهدات را رصد و مطالبه کنند.
جمع‌بندی:
ایران امروز در موقعیت تاریخی بی‌نظیری ایستاده است که دستاورد خون شهدا و اقتدار حاصل از پایداری در جنگ اخیر است. عبور موفقیت‌آمیز از این گردنه دیپلماتیک نیازمند آن است که دیپلماسی کشور، پیوستگی اندام‌وار خود را با «میدان» و «دکترین راهبردی رهبر انقلاب» حفظ کند. صیانت از دستاورد‌های مقاومت و وادار کردن دشمن به پذیرش شروط ایران، تنها راه تضمین منافع بلندمدت ملی و منطقه‌ای خواهد بود.


نظرات شما