پنجشنبه ۲ مهر ۱۴۰۵

اجتماعی

ظرفیت‌های صادراتی کهگیلویه و بویراحمد زیر ذره‌بین؛ مشکل کجای زنجیره است؟

ظرفیت‌های صادراتی کهگیلویه و بویراحمد زیر ذره‌بین؛ مشکل کجای زنجیره است؟
خبر یزد - ایرنا/ کهگیلویه و بویراحمد برای افزایش صادرات خود با مساله‌ای روبه‌روست که تنها به میزان تولید یا وجود بازار محدود نمی‌شود: چگونه می‌توان ظرفیت‌های پراکنده ...
  بزرگنمايي:

خبر یزد - ایرنا / کهگیلویه و بویراحمد برای افزایش صادرات خود با مساله‌ای روبه‌روست که تنها به میزان تولید یا وجود بازار محدود نمی‌شود: چگونه می‌توان ظرفیت‌های پراکنده کشاورزی، گیاهان دارویی، صنایع و گردشگری را به یک زنجیره تجاری تبدیل کرد که از تولید در داخل استان آغاز شود و به بازارهای خارجی برسد؟
این پرسش در شرایطی مطرح می‌شود که محدودیت‌های تجاری و تحریم‌ها هزینه و پیچیدگی فعالیت صادرکنندگان ایرانی را افزایش داده است. با این حال، استاندار کهگیلویه و بویراحمد می‌گوید این محدودیت‌ها نباید به کاهش فعالیت صادراتی استان منجر شود و دستگاه‌های اجرایی باید با تقسیم کار و برنامه مشخص، مسیر حضور تولیدات استان در بازارهای بین‌المللی را هموار کنند.
مساله، به گفته مقام‌های استان، فقط یافتن خریدار خارجی نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از موانع از تولید و فرآوری تا امور گمرکی، دسترسی به مسیرهای صادراتی و شناسایی بازار هدف باید همزمان حل شود.
صادراتی که هنوز از ظرفیت‌هایش فاصله دارد
کهگیلویه و بویراحمد در بخش‌هایی مانند کشاورزی، گیاهان دارویی و برخی فعالیت‌های صنعتی دارای ظرفیت‌هایی است که می‌تواند مبنای توسعه تجارت خارجی قرار گیرد. اما تبدیل ظرفیت بالقوه به صادرات پایدار، نیازمند زنجیره‌ای از اقدامات است؛ از استانداردسازی و فرآوری محصول گرفته تا بسته‌بندی، لجستیک، بازاریابی و دسترسی به شبکه‌های توزیع در بازار مقصد.
یدالله رحمانی؛ استاندار کهگیلویه و بویراحمد با تأکید بر همین فاصله، خواستار شناسایی دقیق ظرفیت‌های صادراتی و تدوین برنامه مشخص برای هر بخش شده است. به گفته او، برای حوزه‌هایی مانند گیاهان دارویی، محصولات صنعتی و گردشگری باید تقسیم کار میان دستگاه‌های مسئول انجام شود و هر بخش با هدف‌گذاری مشخص دنبال شود.
این رویکرد یک تغییر مهم در نگاه به صادرات ایجاد می‌کند: صادرات دیگر نباید نتیجه جانبی تولید باشد، بلکه بازار خارجی باید از ابتدا در طراحی زنجیره تولید مورد توجه قرار گیرد.
در چنین مدلی، سؤال برای مدیران اقتصادی استان این نیست که «چه محصولی داریم که صادر کنیم؟» بلکه این است که «کدام محصول را با چه استاندارد، چه ارزش افزوده و برای کدام بازار می‌توان به‌صورت مستمر عرضه کرد؟»
گمرک؛ یک حلقه کوچک با اثر بزرگ
یکی از نشانه‌های مشکلات موجود در مسیر تجارت خارجی استان، موضوع انجام امور گمرکی صادرکنندگان در خارج از کهگیلویه و بویراحمد است.
استاندار با انتقاد از این وضعیت خواستار آن شده است که گمرک استان فعال‌تر عمل کند و صادرکنندگان بتوانند امور تجاری خود را از مبدأ استان انجام دهند. او تأکید کرده است که باید مشخص شود چرا برخی صادرکنندگان ناچارند از ظرفیت گمرک استان‌های دیگر استفاده کنند.
این مساله از منظر اقتصادی تنها یک مشکل اداری نیست. هر مرحله اضافی در زنجیره صادرات می‌تواند برای بنگاه هزینه، زمان و عدم قطعیت ایجاد کند؛ عواملی که به‌ویژه برای بنگاه‌های کوچک و متوسط می‌تواند تعیین‌کننده باشد.
عبدالکریم بیاتی؛ مدیرکل گمرک استان نیز اعلام کرده است که این مجموعه آماده همکاری با صادرکنندگان است و تلاش خواهد کرد فرآیندهای مربوط به آنها با سرعت و سهولت بیشتری انجام شود.
اما چالش اصلی اکنون می‌تواند تبدیل این اعلام آمادگی به یک سازوکار عملی باشد؛ سازوکاری که صادرکننده بتواند مسیر مشخصی برای اظهار کالا، انجام تشریفات و خروج محصول داشته باشد و بداند در هر مرحله مسئولیت با کدام دستگاه است.
صادرات بدون دریا؛ جست‌وجوی مسیرهای جایگزین
احسان عسکری، معاون هماهنگی امور اقتصادی استاندار، بر ضرورت تغییر در الگوی صادراتی استان تأکید کرده و گفته است باید صادرات دریامحور به سمت صادرات خشکی‌محور حرکت کند.
این پیشنهاد در واقع بازتاب یک مساله بزرگ‌تر است: برای استانی که به دریا دسترسی مستقیم ندارد، انتخاب مسیر تجاری بخشی از مزیت یا هزینه صادرات محسوب می‌شود.
کاهش وابستگی به یک مسیر مشخص و استفاده از مسیرهای جایگزین می‌تواند به صادرکنندگان امکان دهد در مواجهه با اختلالات حمل‌ونقل یا محدودیت‌های تجاری انعطاف بیشتری داشته باشند. اما تحقق چنین رویکردی به زیرساخت، هماهنگی میان دستگاه‌ها و شناخت دقیق هزینه‌های لجستیکی نیاز دارد.
به همین دلیل، توسعه صادرات استان نمی‌تواند صرفاً با افزایش تولید دنبال شود. اگر محصول تولید شود اما هزینه انتقال آن به بازار مقصد بخش بزرگی از حاشیه سود را از بین ببرد، افزایش تولید الزاماً به افزایش صادرات منجر نخواهد شد.
گیاهان دارویی؛ از مزیت طبیعی تا محصول تجاری
گیاهان دارویی یکی از حوزه‌هایی است که مسئولان استان بر آن تأکید ویژه دارند.
کهگیلویه و بویراحمد از ظرفیت‌های طبیعی و کشاورزی قابل توجهی برخوردار است، اما ارزش اقتصادی این ظرفیت زمانی افزایش می‌یابد که محصول خام به کالاهایی با ارزش افزوده بیشتر تبدیل شود.
برای مثال، فاصله اقتصادی میان فروش ماده اولیه و عرضه محصول فرآوری‌شده، بسته‌بندی‌شده و دارای استانداردهای بازار هدف می‌تواند قابل توجه باشد. از همین رو، تأکید استاندار بر فعال شدن همزمان دستگاه‌های متولی تولید، فرآوری و صادرات اهمیت دارد.
اگر تولیدکننده، واحد فرآوری، نهادهای استاندارد، شبکه بانکی، گمرک و صادرکننده هرکدام جداگانه عمل کنند، ظرفیت طبیعی استان لزوماً به یک صنعت صادراتی تبدیل نخواهد شد.
چالش اصلی در اینجا ایجاد یک زنجیره است، نه صرفاً افزایش سطح تولید.
صنایع دستی؛ بازاری که هنوز ساخته نشده است
در حوزه صنایع دستی، وضعیت حتی روشن‌تر است.
معاون هماهنگی امور اقتصادی استاندار اعلام کرده است که در حال حاضر صادراتی از مبدأ کهگیلویه و بویراحمد در زمینه صنایع دستی وجود ندارد.
این موضوع از یک سو نشان‌دهنده یک خلأ تجاری است و از سوی دیگر می‌تواند نشانه‌ای از وجود یک بازار بالقوه باشد که هنوز به‌طور جدی مورد استفاده قرار نگرفته است.
ورود صنایع دستی به بازار خارجی تنها به تولید محصول وابسته نیست. طراحی متناسب با بازار مقصد، بسته‌بندی، برندسازی، فروش آنلاین، شناخت سلیقه مصرف‌کننده و دسترسی به شبکه‌های توزیع، بخشی از زنجیره‌ای است که باید برای آن طراحی شود.
به این ترتیب، پرسش اصلی درباره صنایع دستی استان این نیست که آیا محصولی برای صادرات وجود دارد یا نه؛ بلکه این است که آیا مدل تجاری مشخصی برای رساندن آن محصول به مشتری خارجی طراحی شده است؟
اشتغال؛ وقتی صادرات باید از آمار عبور کند
بحث صادرات در استان همزمان با مساله اشتغال مطرح شده است؛ مساله‌ای که استاندار آن را مسئولیتی فراتر از یک دستگاه اجرایی دانسته است.
ابراهیم مهرجو؛ مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان نیز از تحقق ۱۰۸ درصدی وظایف تعیین‌شده در زمینه پرداخت تسهیلات اشتغال در سال گذشته خبر داده است.
اما پرداخت تسهیلات و ایجاد اشتغال دو مفهوم یکسان نیستند.
آنچه برای اقتصاد استان اهمیت دارد، سرنوشت منابع پس از پرداخت است: چه تعداد واحد تولیدی فعال شده‌اند؟ چه تعداد شغل ایجاد یا تثبیت شده است؟ چه میزان از این تولیدات قابلیت فروش در بازارهای خارج از استان یا خارج از کشور را دارند؟ و چه تعداد از کسب‌وکارهای دریافت‌کننده تسهیلات توانسته‌اند پس از پایان دوره حمایت، بدون اتکا به منابع جدید به فعالیت ادامه دهند؟
استاندار نیز بر همین موضوع تأکید کرده و گفته است صرف اعلام میزان تحقق وظایف کافی نیست و عملکردها باید به‌طور مستمر رصد شود.
از این منظر، پیوند میان سیاست اشتغال و صادرات اهمیت پیدا می‌کند. اگر تسهیلات به تولید محصولی منجر شود که بازار مشخصی ندارد، اثر اشتغال آن ممکن است پایدار نباشد. در مقابل، تولیدی که از ابتدا بازار داخلی و خارجی آن مشخص شده باشد، ظرفیت بیشتری برای حفظ اشتغال خواهد داشت.
مدیر دولتی یا تسهیلگر سرمایه‌گذاری؟
استاندار همچنین خواستار تغییر رویکرد مدیران اجرایی شده و گفته است مدیران باید به دنبال سرمایه‌گذار و تولیدکننده باشند و زمینه فعالیت آنها را فراهم کنند.
این رویکرد، نقش دولت محلی را از «صدور مجوز» به «کاهش موانع فعالیت اقتصادی» نزدیک می‌کند.
برای سرمایه‌گذار، سرعت دریافت مجوز تنها یکی از متغیرهاست. دسترسی به زمین، زیرساخت، انرژی، نیروی کار، تأمین مالی، مواد اولیه، حمل‌ونقل، بازار فروش و امکان صادرات نیز بر تصمیم سرمایه‌گذاری اثر می‌گذارد.
از این منظر، موفقیت سیاست اقتصادی استان را نمی‌توان فقط با تعداد جلسات، مصوبات یا مجوزهای صادرشده اندازه‌گیری کرد. شاخص مهم‌تر این است که چند مانع واقعی از مسیر یک پروژه سرمایه‌گذاری برداشته شده و چند واحد اقتصادی توانسته‌اند وارد مرحله تولید و فروش پایدار شوند.
از «کارگروه» به «اتاق حل مساله»
استاندار بر نقش کارگروه اشتغال و توسعه صادرات نیز تأکید کرده و خواستار آن شده است که این کارگروه صرفاً به برگزاری جلسات محدود نشود.
این موضوع می‌تواند نقطه آغاز یک تغییر در شیوه سیاست‌گذاری باشد.
اگر کارگروه قرار است نقش اقتصادی واقعی داشته باشد، باید برای هر بخش یک زنجیره روشن تعریف کند: محصول، تولیدکننده، ظرفیت تولید، بازار هدف، مسیر حمل‌ونقل، دستگاه مسئول، مانع موجود، زمان رفع مانع و نتیجه قابل اندازه‌گیری.
در چنین ساختاری، جلسه زمانی موفق محسوب می‌شود که به رفع یک گلوگاه منجر شود؛ نه صرفاً تصویب یک تصمیم جدید.
نسخه صادراتی استان؛ از ظرفیت‌سنجی تا بازار هدف
آنچه از مجموع اظهارات مسئولان استان برمی‌آید، ضرورت تدوین یک استراتژی مشخص برای صادرات است؛ استراتژی‌ای که باید از فهرست کردن ظرفیت‌ها فراتر برود.
یک برنامه عملیاتی می‌تواند برای هر محصول دست‌کم پنج پرسش را پاسخ دهد:
چه چیزی تولید می‌شود و ظرفیت واقعی تولید و امکان افزایش آن چقدر است؟آیا محصول خام صادر می‌شود یا امکان فرآوری و افزایش ارزش افزوده وجود دارد؟ بازار هدف بر اساس قیمت، تقاضا، استاندارد و هزینه حمل چگونه انتخاب می‌شود؟ تولید، فرآوری، استاندارد، تأمین مالی، گمرک و بازاریابی در اختیار کدام دستگاه یا بخش خصوصی است؟چه چیزی مانع صادرات است؟ مساله اصلی کمبود تولید است، نبود فرآوری، ضعف لجستیک، مشکلات گمرکی، نبود بازاریابی یا ترکیبی از این عوامل؟
پاسخ دقیق به این پرسش‌ها می‌تواند صادرات را از یک هدف کلی به مجموعه‌ای از پروژه‌های قابل سنجش تبدیل کند.
آیا صادرات می‌تواند موتور رشد استان شود؟
کهگیلویه و بویراحمد برای افزایش صادرات الزاماً به فهرست بلندتری از ظرفیت‌ها نیاز ندارد؛ آنچه اکنون بیشتر مورد نیاز است، تبدیل ظرفیت‌های موجود به زنجیره‌های تجاری قابل دوام است.
گیاهان دارویی، کشاورزی، صنایع، صنایع دستی و حتی گردشگری زمانی به موتور رشد اقتصادی تبدیل می‌شوند که میان تولید و بازار ارتباط پایدار ایجاد شود.
از سوی دیگر، تجربه پرداخت تسهیلات اشتغال نشان می‌دهد که سیاست‌های حمایتی نیز باید با نتیجه نهایی سنجیده شوند؛ یعنی با تولید، فروش، اشتغال پایدار و در صورت امکان صادرات.
اکنون آزمون اصلی پیش روی دستگاه‌های اقتصادی استان روشن است: آیا می‌توان از مرحله شناسایی ظرفیت‌ها و برگزاری جلسات عبور کرد و برای چند محصول مشخص، یک مسیر کامل از تولید تا بازار خارجی ایجاد کرد؟
اگر پاسخ مثبت باشد، توسعه صادرات می‌تواند همزمان به افزایش ارزش افزوده، جذب سرمایه، گسترش بازار تولیدکنندگان و ایجاد اشتغال پایدار کمک کند. اما اگر موانع موجود در گمرک، لجستیک، فرآوری، تأمین مالی و بازاریابی همچنان جدا از یکدیگر مدیریت شوند، ظرفیت‌های صادراتی استان ممکن است همچنان در فاصله میان «امکان تولید» و «توان تجارت» باقی بمانند.


نظرات شما