خبر یزد - ایسنا / محققان با بررسی شواهد علمی منتشرشده، عوامل آناتومیکی، فیزیولوژیک، زمینهای و مراقبتی مؤثر بر عفونت ادراری مرتبط با کاتتر در زنان را تحلیل کردهاند تا شناخت دقیقتری از این مشکل به دست آید.
عفونتهای مرتبط با مراقبتهای سلامت، عفونتهایی هستند که در جریان دریافت خدمات پزشکی یا پس از آن ایجاد میشوند. بخشی از این عفونتها به استفاده از وسایل پزشکی واردشونده به بدن مربوط است؛ وسایلی مانند کاتتر ادراری، لولهای که برای تخلیه ادرار از مثانه استفاده میشود. عفونت ادراری مرتبط با کاتتر یکی از شایعترین انواع عفونتهای بیمارستانی محسوب میشود و حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد عفونتهای ادراری مرتبط با مراقبتهای سلامت را تشکیل میدهد. این عفونت زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم بسیاری از بیماران بستری برای تخلیه مثانه، بهطور موقت یا طولانیمدت، کاتتر دریافت میکنند. برآوردها نشان میدهد ۱۵ تا ۲۵ درصد بیماران بستری تحت نوعی کاتتریزاسیون قرار میگیرند. بنابراین، هر اندازه استفاده از کاتتر در بیمارستانها بیشتر باشد، احتمال بروز این عارضه نیز افزایش مییابد.
پیامدهای این عفونت تنها به ناراحتی یا علائم ادراری محدود نمیشود. عفونت ادراری مرتبط با کاتتر میتواند مدت بستری بیمار را طولانیتر کند، هزینههای درمانی را افزایش دهد و به گسترش مقاومت میکروبی در برابر آنتیبیوتیکها کمک کند. در موارد شدیدتر، عفونت ممکن است از مثانه به کلیهها یا خون گسترش یابد و عوارضی مانند التهاب مثانه، عفونت کلیه و عفونت خون ایجاد کند. در بخشهای مراقبت ویژه، ابتلا به این عفونت با افزایش مرگومیر و طولانیتر شدن مدت بستری ارتباط دارد. زنان نیز در مقایسه با مردان آسیبپذیری بیشتری دارند. کوتاهتر بودن مجرای ادرار و نزدیکتر بودن آن به ناحیه پرینه، یعنی اطراف اندام تناسلی و مقعد، از دلایل اصلی این تفاوت است. تغییرات هورمونی در دوران بارداری، پس از زایمان و یائسگی نیز میتواند شرایط را برای رشد میکروبها و ایجاد عفونت فراهم کند.
در همین زمینه، نسرین آقازاده از گروه مامایی دانشگاه علوم پزشکی مراغه، به همراه دو همکار دانشگاهی خود و با همکاری دانشگاه علوم پزشکی بهبهان، پژوهشی را برای شناسایی و تحلیل عوامل خطر عفونت ادراری مرتبط با کاتتر در زنان انجام دادهاند. پژوهشگران در این مطالعه، شواهد موجود درباره نقش ویژگیهای بدنی و فیزیولوژیک زنان، بیماریهای زمینهای و عوامل مرتبط با مراقبت را بررسی کردهاند تا تصویری جامعتر از دلایل بروز این عفونت ارائه دهند.
این پژوهش به روش مرور روایتی انجام شد. در این نوع مطالعه، پژوهشگران نتایج تحقیقات مختلف را جمعآوری و از نظر موضوعی و تحلیلی با یکدیگر مقایسه میکنند. برای انجام کار، پایگاههای علمی پابمد، وب آو ساینس و اسکوپوس جستوجو شدند. در مرحله نخست، ۷۸۰ مقاله شناسایی شد. پس از ارزیابی و انتخاب مطالعات مرتبط، ۳۵ مقاله برای تحلیل نهایی وارد پژوهش شدند. دادههای این مقالات با رویکردی تحلیلی در چند محور اصلی، از جمله ویژگیهای کاتتر، وضعیت بیمار، شرایط جراحی و عوامل میکروبی، دستهبندی و تلفیق شدند.
یافتههای این مرور نشان دادند که مدت باقیماندن کاتتر یکی از مهمترین عوامل پیشبینیکننده عفونت ادراری در زنان است. هرچه کاتتر مدت بیشتری در بدن باقی بماند، احتمال ورود و تکثیر میکروبها افزایش مییابد؛ بهویژه زمانی که استفاده از آن از حدود ۴۸ تا ۷۲ ساعت فراتر رود. نوع و اندازه کاتتر، ویژگیهای آناتومیکی بیمار، بیماریهای زمینهای و طولانی بودن زمان جراحی نیز از عوامل مهم شناخته شدند. در میان میکروبهای جداشده، باکتری اشرشیا کلی شایعترین عامل بود. همچنین ظهور گونههای مقاوم تولیدکننده بتالاکتاماز وسیعالطیف، درمان عفونت را دشوارتر میکند.
نتیجه بررسیها گه در «فصلنامه علوم پیراپزشکی و بهداشت نظامی» وابسته به دانشگاه علوم پزشکی آجا منتشر شده است، نشان داد که عفونت ادراری مرتبط با کاتتر در زنان حاصل اثر یک عامل واحد نیست، بلکه از تعامل شرایط بدنی بیمار و نحوه مراقبت شکل میگیرد. بر اساس یافتهها، کوتاه کردن مدت کاتتریزاسیون، خارج کردن کاتتر در اولین زمان ممکن، انتخاب نوع و اندازه مناسب کاتتر، رعایت اصول ضدعفونی و استریل و کنترل مناسب قند خون، از مهمترین راهکارهای پیشگیری هستند. پژوهشگران تأکید کردهاند که برنامههای پیشگیری باید متناسب با شرایط زنان طراحی شوند و تنها بر یک اقدام خاص تکیه نکنند.
بر اساس بررسی شواهد، دیابت نیز با افزایش خطر بروز و ماندگاری این عفونت همراه است. بالا بودن قند خون میتواند توان بدن برای مقابله با عفونت را کاهش دهد و به رشد میکروبها کمک کند. از سوی دیگر، درباره برتری قطعی برخی انواع کاتترها نسبت به انواع دیگر، نتایج مطالعات یکسان نبود. برای نمونه، برخی بررسیها احتمال کمتر عفونت را با کاتتر فوقعانهای، یعنی کاتتری که از مسیر دیواره شکم وارد مثانه میشود، گزارش کردهاند. اما مطالعات دیگر چنین برتری پایداری را نشان ندادهاند. این تفاوت ممکن است به روش مراقبت، مدت پیگیری، شرایط بیماران و تعریف عفونت در هر مطالعه مربوط باشد.
از نظر زیستی، کاتتر میتواند محل تجمع لایهای از میکروبها به نام بیوفیلم شود. بیوفیلم مانند پوششی چسبنده روی سطح کاتتر شکل میگیرد و میتواند میکروبها را در برابر آنتیبیوتیکها مقاومتر کند. به همین دلیل، کوتاه کردن مدت استفاده از کاتتر، رعایت روشهای استریل، ثابتسازی درست و مراقبت مناسب از پوست اهمیت دارد.
طولانی شدن جراحی نیز با خطر بیشتر عفونت ارتباط داشت؛ زیرا ممکن است نیاز به استفاده طولانیتر از کاتتر، تغییرات ایمنی و التهابی پس از عمل یا بیثباتی وضعیت بیمار را به دنبال داشته باشد. راهکارهایی مانند بستن و باز کردن دورهای کاتتر یا استفاده از سامانههای ثابتکننده نیز در برخی مطالعات مفید بودهاند، اما بهتنهایی و در همه شرایط اثر قطعی نشان ندادهاند. بنابراین این اقدامات باید در قالب یک بسته مراقبتی، همراه با کاهش زمان کاتتریزاسیون، انتخاب اندازه مناسب و رعایت اصول آسپتیک، یعنی جلوگیری از ورود آلودگی، اجرا شوند.